انسان 2.0؛ فیوچریسم علمی درباره قرن آینده چه می گوید؟

به گزارش سبزوار امروز، ما در آستانه یکی از بزرگترین جهش های تاریخ بشر ایستاده ایم؛ جایی که مرز بین بیولوژی و سیلیکون و بین واقعیت فیزیکی و دنیای دیجیتال در حال محو شدن است. پیش بینی آینده دیگر صرفا تخیلات نویسندگان داستان های علمی تخیلی نیست، بلکه علمی به نام فیوچریسم (Futurism) است که با استفاده از داده های فعلی و روندهای تکنولوژیک، مسیر پیش روی تمدن را ترسیم می نماید.

انسان 2.0؛ فیوچریسم علمی درباره قرن آینده چه می گوید؟

در این مقاله قصد داریم آنالیز کنیم که پیش بینی علمی آینده از الان در خصوص ابعاد مختلف زندگی انسان چه می تواند بگوید و با هم مرور کنیم که چگونه هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و استخراج منابع از فضا، چهره زمین را تغییر خواهند داد. آیا واقعا به سمت جاودانگی دیجیتال پیش می رویم یا چرا می گویند قرن آینده، عصر پسا-انسان خواهد بود؟ آیا درست است که تا چند دهه دیگر مرگ به یک گزینه اختیاری تبدیل می شود؟

لیست مطالب

  • 1. تکینگی فناوری؛ وقتی هوش مصنوعی از ما پیشی می گیرد
  • 2. ویرایش ژنی کریسپر و انتها بیماری های ارثی
  • 3. سایبورگ ها؛ ادغام سیستم عصبی با پروتزهای هوشمند
  • 4. اقتصاد پسا-کمیابی؛ پرینت سه بعدی مواد غذایی و کالاها
  • 5. سکونت در مریخ؛ رویای تمدن چندسیاره ای
  • 6. اینترنت مغزی؛ تله پاتی مصنوعی به وسیله نانوبات ها
  • 7. تغییرات اقلیمی و شهرهای شناور هوشمند
  • 8. جاودانگی دیجیتال؛ بارگذاری فکر در فضای ابری
  • 9. انرژی خورشیدی فضایی و انتها عصر سوخت های فسیلی
  • 10. بازتعریف کار؛ زندگی در عصر اتوماسیون کامل
  • 11. آموزش در آینده؛ یادگیری آنی به وسیله آپلود داده
  • 12. اخلاق در قرن 22؛ حقوق ربات ها و شبیه سازی ها

????پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید که آینده انسان چگونه است؟

آینده انسان با همگرایی تکنولوژی های نوظهور تعریف می شود: هوش مصنوعی عمومی (AGI) که از هوش بشر فراتر می رود، مهندسی ژنتیک که پیری را درمان می نماید و رابط های مغز و کامپیوتر که ارتباط مستقیم فکر با اینترنت را ممکن می سازند. ما از یک موجود صرفا بیولوژیکی به سمت یک گونه سایبری حرکت می کنیم که در آن تمدن به خارج از زمین توسعه یافته و واقعیت مجازی با زندگی فیزیکی غیرقابل تفکیک خواهد بود. به طور خلاصه، ما در حال بازطراحی مفهوم تکامل هستیم.

تکینگی فناوری؛ وقتی هوش مصنوعی از ما پیشی می گیرد

مفهوم تکینگی فناوری (Technological Singularity) که به وسیله افرادی چون ری کورزویل (Ray Kurzweil) مطرح شده، نقطه ای در آینده است که رشد تکنولوژی به قدری سریع و غیرقابل بازگشت می شود که زندگی انسانی برای همواره دگرگون می شود. در مرکز این اتفاق، ظهور هوش مصنوعی عمومی (AGI) قرار گرفته است؛ هوشی که نه تنها در یک زمینه خاص، بلکه در تمام حوزه ها همتراز یا برتر از انسان عمل می نماید. بر اساس قانون مور و شتاب گرفتن قدرت پردازش، تخمین زده می شود که این اتفاق تا قبل از سال 2050 رخ دهد. در این مرحله، هوش مصنوعی شروع به طراحی نسخه های بهتر از خودش می نماید و یک انفجار هوش رخ می دهد که فراتر از قدرت درک فعلی ماست.

پیغامد این رخداد می تواند به معنای حل تمام مسائل حل نشده بشری باشد، از فیزیک کوانتوم گرفته تا درمان سرطان. اما همزمان، ابهامات فلسفی بزرگی ایجاد می نماید؛ آیا ما کنترل خود را بر جهان از دست خواهیم داد؟ فیوچریست ها معتقدند تنها راه بقای انسان در عصر تکینگی، ادغام با هوش مصنوعی است. یعنی به جای مقابله با آن، ما باید مغز خود را به صورت مستقیم به شبکه های هوشمند متصل کنیم تا همگام با آن ها تکامل یابیم. این نقطه عطف، انتها دوران انسان خردمند (Homo Sapiens) و شروع عصر تازهی است که در آن هوش نه محدود به جمجمه انسان، بلکه به صورت سیال در تمام ذرات جهان پخش خواهد شد. تکینگی یعنی بیدار شدن ماده و تبدیل شدن جهان به یک کامپیوتر بزرگ.

ویرایش ژنی کریسپر و انتها بیماری های ارثی

تکنولوژی کریسپر (CRISPR-Cas9) مانند یک قیچی جادویی برای کدهای زندگی عمل می نماید. در آینده ای نزدیک، ما قادر خواهیم بود بیماری های ژنتیکی مثل تالاسمی، هموفیلی و حتی گرایش به سرطان را قبل از تولد از دی ان ای (DNA) حذف کنیم. اما این فقط شروع ماجراست. فیوچریسم پزشکی پیش بینی می نماید که ما به سمت نوزادان طراح (Designer Babies) حرکت خواهیم کرد؛ جایی که والدین می توانند ویژگی هایی مثل ضریب هوشی بالاتر، مقاومت در برابر بیماری های ویروسی یا حتی ویژگی های فیزیکی خاص را برای بچه هایشان انتخاب کنند. این موضوع اگرچه از نظر علمی هیجان انگیز است، اما شکاف طبقاتی تازهی را ایجاد می نماید: شکاف بیولوژیک بین کسانی که می توانند هزینه ارتقای ژنتیکی را بدهند و کسانی که نمی توانند.

علاوه بر این، بزرگترین هدف مهندسی ژنتیک در آینده، مبارزه با خودِ پیری است. دانشمندان در حال حاضر پیری را نه یک سرنوشت محتوم، بلکه یک بیماری قابل درمان می بینند که ناشی از انباشت خطاهای سلولی است. با استفاده از درمان های ژنی و نانوتکنولوژی، ممکن است بتوانیم روند فرسودگی سلول ها را معکوس کنیم. در سناریوهای خوش بینانه فیوچریسم، انسان های قرن 22 ممکن است به سنین 200 سال یا بیشتر برسند، در حالی که بدنشان در شرایط سلامت یک فرد 30 ساله به جای مانده است. این موضوع ساختار خانواده، بازنشستگی و حتی مفهوم مرگ را در فرهنگ بشری به چالش می کشد. ما در حال تبدیل شدن از محصول تکامل به معمار تکامل خودمان هستیم و این مسئولیت سنگینی را بر دوش اخلاق پزشکی می گذارد.

سایبورگ ها؛ ادغام سیستم عصبی با پروتزهای هوشمند

واژه سایبورگ (Cyborg) دیگر محدود به فیلم های پلیس آهنی نیست. همین حالا میلیون ها نفر با ضربان سازهای قلبی یا حلزون های گوش مصنوعی زندگی می کنند که نوعی ادغام ماشین و بدن است. اما در آینده، این ادغام بسیار عمیق تر خواهد شد. ما شاهد پروتزهایی خواهیم بود که نه تنها جای عضو از دست رفته را می گیرند، بلکه عملکردی بهتر از عضو طبیعی دارند؛ مثلا پاهایی که هرگز خسته نمی شوند یا دست هایی با دقت میکروسکوپی. رابط های عصبی اجازه می دهند که این اعضای مصنوعی مستقیما به وسیله فکر کنترل شوند و حتی حس لامسه را به مغز برگردانند. این یعنی مرز بین بدن من و ابزار من از بین خواهد رفت.

فراتر از اعضای حرکتی، ارتقای حواس پنج گانه نیز در دستور کار فیوچریست ها قرار گرفته است. تصور کنید چشمان مصنوعی داشته باشید که می توانند در طیف مادون قرمز یا فرابنفش ببینند، یا روی سوژه های دور زوم کنند. یا گوش هایی که می توانند فرکانس های خارج از محدوده انسانی را بشنوند. این ارتقاها ابتدا برای کاربردهای نظامی یا پزشکی ساخته می شوند، اما به سرعت وارد جهانی مصرف کننده خواهند شد. انسان آینده یک موجود هیبریدی خواهد بود که بخش های بیولوژیک بدنش با قطعات نانو-تکنولوژیک و سیلیکونی تقویت شده است. این موضوع سوالات عجیبی را برمی انگیزد: اگر 90 درصد بدن یک نفر با ماشین جایگزین شود، آیا او هنوز همان آدم قبلی است؟ هویت در عصر سایبورگ ها به جای گوشت و پوست، بر پایه تداوم جریان اطلاعات در مغز تعریف خواهد شد.

اقتصاد پسا-کمیابی؛ پرینت سه بعدی مواد غذایی و کالاها

بسیاری از جنگ ها و مسائل تاریخ بشر ریشه در کمیابی منابع داشته اند. اما فیوچریسم پیش بینی می نماید که به سمت اقتصاد پسا-کمیابی (Post-Scarcity Economy) حرکت می کنیم. کلید این تحول در پیشرفت پرینترهای سه بعدی مولکولی و نانوفکتوری ها نهفته است. تصور کنید دستگاهی در خانه دارید که می تواند هر کالایی، از یک گوشی هوشمند گرفته تا یک قطعه لباس، را با استفاده از مواد خام پایه به صورت اتم به اتم بسازد. در چنین جهانیی، ارزش کالاها به طرح و نقشه دیجیتال آن ها وابسته است نه فراوری فیزیکی. هزینه فراوری به سمت صفر میل می نماید و مفهوم فعلی فقر و ثروت به کلی دگرگون می شود.

این موضوع در خصوص غذا نیز صادق است. گوشت های کشت شده در آزمایشگاه (Lab-grown meat) و پرینت سه بعدی مواد غذایی، احتیاج به دامداری سنتی و کشتار حیوانات را از بین می برند. ما می توانیم استیکی بخوریم که دقیقا بافت و طعم گوشت را دارد اما هیچ موجود زنده ای برای آن کشته نشده و آسیب زیست محیطی آن نزدیک به صفر است. با فراوانی انرژی (مثلا به وسیله گداخت هسته ای) و اتوماسیون کامل فراوری، انسان برای اولین بار در تاریخ از قید کار برای زنده ماندن رها می شود. چالش اصلی در این آینده، نه تامین احتیاجهای مادی، بلکه یافتن معنا برای زندگی در جهانیی است که در آن همه چیز به راحتی در دسترس است. هنر، فلسفه و روابط انسانی احتمالا به ارزهای تازه این اقتصاد تبدیل خواهند شد.

سکونت در مریخ؛ رویای تمدن چندسیاره ای

استیون هاوکینگ معتقد بود که انسان برای بقای طولانی مدت باید زمین را ترک کند. فیوچریسم فضایی اکنون بر روی مریخ به عنوان اولین پایگاه جدی متمرکز شده است. ایلان ماسک با اسپیس ایکس (SpaceX) میخواهد تا قبل از سال 2050 شهری یک میلیون نفری در مریخ بسازد. این کار احتیاجمند حل چالش های بزرگی مثل مقابله با پرتوهای کیهانی، تامین اکسیژن و فراوری غذا در خاک مریخ است. اما در بلندمدت، هدف اصلی ترافرم کردن (Terraforming) یا زمین سان سازی مریخ است؛ یعنی تغییر جو و دمای سیاره تا دوباره دارای آب مایع و جنگل شود. مریخ نه یک مستعمره، بلکه به عنوان یک بیمه عمر برای گونه انسان عمل خواهد نمود.

علاوه بر مریخ، استخراج معدن از سیارک ها (Asteroid Mining) می تواند منابع بی انتهای از فلزات گرانبها و آب را در اختیار بشر قرار دهد. یک سیارک غنی از پلاتین می تواند به تنهایی اقتصاد زمین را تکان دهد. در آینده ای دورتر، ما شاهد ایستگاه های فضایی بزرگی خواهیم بود که میلیون ها نفر در آن ها در شرایط جاذبه مصنوعی زندگی می کنند. تمدن بشری از یک تمدن نوع صفر (وابسته به سیاره مادر) به تمدن نوع یک (مسلط بر انرژی سیاره خود و اطراف آن) تبدیل خواهد شد. این توسعه فضایی باعث می شود که فرهنگ ها و گونه های تازهی از انسان ها (تطبیق یافته با جاذبه های مختلف) شکل بگیرند. آسمان شب برای بچه ها ما دیگر یک چشم انداز دوردست نخواهد بود، بلکه مرز تازهی برای ماجراجویی و سکونت است.

اینترنت مغزی؛ تله پاتی مصنوعی به وسیله نانوبات ها

گوشی هوشمند فعلی ما، در واقع یک عضو مصنوعی خارجی برای حافظه و ارتباطات ماست. گام بعدی، انتقال این ابزار به داخل مغز است. شرکت هایی مثل نورالینک (Neuralink) در حال کار بر روی رابط های مغز و کامپیوتر (BCI) هستند که اجازه می دهند افکار ما مستقیما به کدهای دیجیتال تبدیل شوند. در آینده، شما برای فرستادن یک پیغام یا جستجو در گوگل، احتیاجی به تایپ کردن نخواهید داشت؛ فقط کافی است به آن فکر کنید. این پدیده منجر به نوعی تله پاتی مصنوعی می شود که در آن دو انسان می توانند افکار، تصاویر و حتی احساسات خود را بدون استفاده از کلمات با هم به اشتراک بگذارند.

در سطوح پیشرفته تر، نانوبات های موجود در جریان خون می توانند وارد مویرگ های مغزی شده و ارتباطی بی سیم بین نورون های ما و فضای ابری (Cloud) ایجاد کنند. این یعنی دسترسی آنی به تمام دانش بشری. اگر بخواهید به زبان چینی صحبت کنید یا فیزیک کوانتوم یاد بگیرید، می توانید نرم افزار مربوطه را مستقیما در مغز خود آپلود کنید. این تحول، یادگیری سنتی را منسوخ نموده و پتانسیل مغز انسان را به بی نهایت می رساند. اما خطر بزرگ اینجاست: حریم خصوصی فکری چه می شود؟ اگر مغز ما به اینترنت وصل باشد، آیا امکان هک شدن افکار یا تبلیغات مستقیم در رویاهایمان وجود دارد؟ آینده هوشیاری بشر در گروی حل این معماهای امنیتی و اخلاقی خواهد بود که مرز بین تفکر فردی و خرد جمعی را کمرنگ می نماید.

تغییرات اقلیمی و شهرهای شناور هوشمند

آینده زمین به شدت تحت تاثیر بحران اقلیمی خواهد بود و فیوچریسم باید برای این واقعیت تلخ راهکارهای مهندسی ارائه دهد. بالا آمدن سطح آب دریاها باعث می شود که بسیاری از شهرهای ساحلی فعلی به زیر آب بروند. در پاسخ، معماران آینده نگر در حال طراحی شهرهای شناور (Floating Cities) هستند که به صورت مدولار و خودکفا روی اقیانوس ها ساخته می شوند. این شهرها مجهز به سیستم های تصفیه آب پیشرفته، مزارع عمودی و انرژی های تتازهپذیر خواهند بود. اقیانوس ها که اکنون 70 درصد سطح زمین را پوشانده اند، به فضای تازهی برای سکونت میلیاردی انسان ها تبدیل می شوند.

علاوه بر سکونت، مهندسی زمین (Geoengineering) برای کنترل دمای سیاره به کار گرفته خواهد شد؛ مثلا استفاده از آینه های فضایی برای بازتاب نور خورشید یا تزریق ذرات خاص در جو برای خنک کردن زمین. بعلاوه شهرهای آینده به صورت شهرهای هوشمند (Smart Cities) عمل خواهند کرد که در آن تمام اجزاء، از سطل زباله تا سیستم حمل ونقل، به وسیله هوش مصنوعی و سنسورها هماهنگ می شوند تا کمترین اتلاف انرژی را داشته باشند. خانه ها از مواد بیولوژیکی ساخته می شوند که می توانند خود را ترمیم کنند یا دی اکسید کربن هوا را جذب کنند. آینده محیط زیست انسان، ترکیبی از همزیستی مجدد با طبیعت و استفاده از تکنولوژی های فوق پیشرفته برای مهار قدرت های مخرب اقلیمی است که خودمان مسبب آن ها بوده ایم.

جاودانگی دیجیتال؛ بارگذاری فکر در فضای ابری

یکی از جنجالی ترین پیش بینی های فیوچریسم، پدیده بارگذاری فکر (Mind Uploading) است. این فرضیه می گوید که اگر ما بتوانیم تمام اتصالات عصبی و الگوهای مغزی یک فرد (کانکتوم) را با دقت بالا اسکن کنیم، می توانیم آن را در یک بستر سیلیکونی شبیه سازی کنیم. در این صورت، هوشیاری فرد می تواند بدون احتیاج به بدن بیولوژیک، در یک جهانی مجازی یا در بدن یک ربات به زندگی خود ادامه دهد. این یعنی جاودانگی دیجیتال. مرگ دیگر انتها زندگی نخواهد بود، بلکه انتقال از یک سخت افزار (گوشت و استخوان) به سخت افزار دیگر (سرورهای کامپیوتری) محسوب می شود.

این ایده چالش های فلسفی بزرگی دارد: آیا نسخه بارگذاری شده واقعا خودِ فرد است یا فقط یک کپی بسیار دقیق؟ در جهانی دیجیتال، شما می توانید هزاران سال زندگی کنید، تجربیاتی داشته باشید که در جهانی فیزیکی غیرممکن است و حتی چندین نسخه از خودتان داشته باشید. فیوچریست هایی مثل هانس موراوک (Hans Moravec) معتقدند که این مسیر طبیعی تکامل ماست؛ گذار از موجودات کند و محدود بیولوژیک به موجودات سریع و بی مرز دیجیتال. اگر این اتفاق بیفتد، تمدن بشری می تواند در قالب یک دیتاسنتر کوچک که با انرژی خورشیدی کار می نماید، به سفرهای میان ستاره ای برود و میلیون ها سال دوام بیاورد. جاودانگی دیجیتال یعنی تبدیل شدن انسان به اطلاعات خالص که از قوانین فرسودگی ماده پیروی نمی نماید.

انرژی خورشیدی فضایی و انتها عصر سوخت های فسیلی

بحران انرژی همواره یکی از گلوگاه های پیشرفت بشر بوده است. فیوچریسم انرژی به سمت منابع بی انتها حرکت می نماید. یکی از این راهکارها، انرژی خورشیدی فضایی (Space-based Solar Power) است؛ قرار دادن پنل های خورشیدی بزرگ در مدار زمین که 24 ساعته و بدون مانع ابرها، نور خورشید را جذب نموده و انرژی آن را به صورت امواج مایکروویو به زمین می فرستند. این منبع انرژی می تواند هزاران برابر بیشتر از احتیاج فعلی بشر برق فراوری کند و کاملا پاک باشد. با داشتن انرژی مقرون به صرفه و فراوان، بسیاری از مسائل دیگر مثل شیرین کردن آب دریاها و استخراج فلزات به راحتی حل می شوند.

در کنار آن، رویای گداخت هسته ای (Nuclear Fusion) یا همان بازسازی فرآیند خورشید روی زمین، در حال نزدیک شدن به واقعیت است. برخلاف رآکتورهای فعلی، گداخت هسته ای هیچ پسماند رادیواکتیوی ندارد و سوخت آن از آب دریا تامین می شود. با دستیابی به این تکنولوژی، بشر به تسلط بر اتم می رسد. شبکه برق آینده کاملا هوشمند خواهد بود و هر خانه می تواند هم فراوریکننده و هم مصرف کننده انرژی باشد. انتها عصر سوخت های فسیلی نه تنها زمین را از گرمایش نجات می دهد، بلکه ساختار قدرت سیاسی جهان را هم عوض می نماید؛ کشورهایی که ثروتشان بر پایه نفت بوده، باید راه تازهی برای بقا پیدا کنند. آینده، جهانیی است که در آن انرژی مثل هوا، در دسترس و مقرون به صرفه خواهد بود.

بازتعریف کار؛ زندگی در عصر اتوماسیون کامل

در آینده ای که ربات ها و هوش مصنوعی تمام کارهای فیزیکی و حتی بسیاری از کارهای فکری (مثل حسابداری، برنامه نویسی ساده و تشخیص پزشکی) را انجام می دهند، مفهوم شغل چه خواهد شد؟ فیوچریسم مالی پیش بینی می نماید که بیشتر مشاغل فعلی ناپدید می شوند. این موضوع منجر به طرح هایی مثل عایدی پایه همگانی (UBI) می شود که در آن دولت ها به تمام شهروندان، بدون توجه به کار کردن یا نکردن، مبلغی را پرداخت می کنند تا احتیاجهای اساسی شان تامین شود. ثروت فراوری شده به وسیله ربات ها، بودجه این طرح را تامین خواهد نمود. اما سوال بزرگ این است: وقتی کسی مجبور به کار نیست، با وقتش چه می نماید؟

جامعه آینده به سمت اقتصاد تجربه و خلاقیت حرکت خواهد نمود. کارهایی که احتیاج به همدلی انسانی، هنر، فلسفه و حل مسائل پیچیده اخلاقی دارند، همچنان در دست انسان ها باقی می مانند. بعلاوه تفریحات در واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) بخش بزرگی از وقت مردم را خواهد گرفت. انسان ها ممکن است به جای یک شغل ثابت، در طول روز چندین پروژه خلاقانه انجام دهند یا تمام وقت خود را صرف یادگیری و خودشکوفایی کنند. این یک تغییر پارادایم بزرگ است؛ از انسانی که برای زنده ماندن کار می نماید به انسانی که برای لذت بردن و خلق کردن زندگی می نماید. البته این گذار بسیار دردناک خواهد بود و احتیاجمند بازتعریف کامل سیستم های آموزشی و ارزش های اجتماعی است تا از بروز بحران های هویتی گسترده جلوگیری شود.

آموزش در آینده؛ یادگیری آنی به وسیله آپلود داده

سیستم آموزشی فعلی که یادگاری از دوران صنعتی است، در آینده هیچ جایگاهی نخواهد داشت. فیوچریسم آموزشی می گوید که انبار کردن اطلاعات در مغز (حفظ کردن) بی معنی خواهد بود، زیرا هوش مصنوعی به تمام سوالات پاسخ می دهد. به جای آن، آموزش بر روی تفکر انتقادی، خلاقیت و مدیریت هوش مصنوعی متمرکز می شود. اما تحول واقعی زمانی رخ می دهد که رابط های مغز و کامپیوتر به بلوغ برسند. ما شاهد یادگیری آنی خواهیم بود. به جای گذراندن 10 سال برای یادگیری یک حرفه، می توانید مهارت های لازم را در عرض چند دقیقه در قشر حرکتی مغز خود آپلود کنید (مثل فیلم ماتریکس).

بعلاوه واقعیت مجازی (VR) کلاس های درس را به محیط های کاملا تعاملی تبدیل می نماید. دانش آموزان به جای خواندن درباره تاریخ، می توانند در خیابان های رم باستان قدم بزنند، یا به جای تماشا عکس سلول، داخل یک سلول انسانی سفر کنند. آموزش شخصی سازی شده به وسیله هوش مصنوعی، برای هر فرد بر اساس نقاط قوت و ضعفش طراحی می شود. معلمان به راهنمایان روحی و مربیان انگیزشی تبدیل می شوند نه انتقال دهنده اطلاعات. در جهانیی که دانش به سادگی قابل دانلود است، کنجکاوی و توانایی پرسیدن سوال درست به باارزش ترین دارایی های انسان تبدیل خواهند شد. مدرسه دیگر یک مکان فیزیکی نیست، بلکه یک شرایط فکری است که در تمام طول عمر ادامه می یابد.

اخلاق در قرن 22؛ حقوق ربات ها و شبیه سازی ها

هر چه تکنولوژی پیشرفت می نماید، دایره اخلاقی ما نیز باید گسترده تر شود. در قرن آینده، ما با سوالاتی روبه رو می شویم که اکنون مضحک به نظر می رسند. برای مثال، اگر یک هوش مصنوعی به سطح مطلعی برسد و احساس درد یا رنج کند، آیا باید برای او حقوق مدنی قائل شویم؟ آیا خاموش کردن یک ربات مطلع، قتل محسوب می شود؟ در خصوص انسان های سایبورگ، مرز بین انسان و مالکیت شرکتی (اگر قطعات بدنش متعلق به یک شرکت باشد) کجاست؟ این ها چالش های حقوقی و اخلاقی هستند که فیوچریسم سیاسی با آن ها دست به گریبان است.

بعلاوه بحث حقوق شبیه سازی ها مطرح خواهد شد. اگر ما جهانهای مجازی بسازیم که موجودات داخل آن مطلع باشند، آیا ما در قبال آن ها مسئولیت خدایی داریم؟ اخلاق در آینده دیگر فقط مربوط به تعامل انسان با انسان نیست، بلکه شامل تعامل انسان با هوش مصنوعی، حیوانات ارتقا یافته ژنتیکی و محیط زیست دیجیتال خواهد بود. ما ممکن است به سمت یک اعلامیه جهانی حقوق موجودات مطلع حرکت کنیم که فراتر از بیولوژی باشد. این بلوغ اخلاقی برای جلوگیری از سوءاستفاده های وحشتناک تکنولوژیک لازم است. آینده تمدن ما نه با قدرت بمب ها یا سرعت کامپیوترهایمان، بلکه با وسعت قلب و شفقتمان نسبت به تمام اشکال تازه حیات و هوش سنجیده خواهد شد.

جمع بندی نهایی

آینده ای که فیوچریسم ترسیم می نماید، تصویری از قدرت بی انتها و مسئولیت بزرگ بشر است. ما در حال تبدیل شدن به خدایان تکنولوژیکی هستیم که می توانند دی ان ای را ویرایش کنند، با فکر با ماشین ها حرف بزنند و در سیارات دیگر سکونت یابند. اما در میان تمام این پیشرفت های خیره کننده، بزرگترین چالش ما همچنان حفظ انسانیت است. تکنولوژی فقط یک ابزار است؛ این خرد و اخلاق ماست که مشخص می نماید آیا این ابزارها ما را به بهشتی از فراوانی و جاودانگی می برند یا به ویران شهری از نابرابری و نابودی. قرن آینده نه فقط عصر ماشین ها، بلکه عصر بازتعریف معنای انسان بودن در یک جهان هوشمند و بی کران خواهد بود.

سوالات متداول

1. آیا هوش مصنوعی در آینده جای احساسات انسانی را می گیرد؟

هوش مصنوعی می تواند احساسات را شبیه سازی کند و حتی آن ها را بهتر از انسان تشخیص دهد، اما تجربه درونی یا کوالیا (Qualia) چیزی است که هنوز مختص بیولوژی است. در آینده احتمالا ربات هایی خواهیم داشت که به نظر مهربان یا غمگین می رسند و می توانند همراهان عاطفی خوبی باشند، اما این به معنای حذف احساسات انسانی نیست. برعکس، با رهایی از کارهای تکراری، انسان ها فرصت بیشتری برای تمرکز بر روابط عاطفی و تجربیات حسی عمیق خواهند داشت. البته ادغام مغز با هوش مصنوعی می تواند باعث شود ما احساسات تازهی را تجربه کنیم که قبلا در دایره لغات ما نبوده اند.

2. تمدن چندسیاره ای شدن چقدر طول می کشد؟

اولین قدم ها با فرود انسان بر مریخ در دهه 2030 برداشته خواهد شد، اما تبدیل شدن به یک تمدن واقعی چندسیاره ای (با شهرهای خودکفا) احتمالا 100 تا 200 سال زمان می برد. این فرآیند بستگی به پیشرفت در زمینه موتورهای پیشران هسته ای و ربات های سازنده دارد که بتوانند قبل از ورود انسان، زیرساخت ها را آماده کنند. مریخ تنها شروع است؛ قمرهای مشتری و زحل ایستگاه های بعدی خواهند بود. این یک پروژه چندنسلی است که هدف آن حفظ بقای تمدن در برابر خطرات سیاره ای مثل برخورد سیارک ها یا جنگ های هسته ای است.

3. آیا در آینده پول فیزیکی کاملا حذف می شود؟

پول فیزیکی همین حالا هم در حال ناپدید شدن است، اما در آینده مفهوم پول به کلی تغییر می نماید. با ظهور بلاک چین و ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، تمام تراکنش ها آنی و شفاف خواهند شد. در اقتصاد پسا-کمیابی، ممکن است به جای پول، از اعتبار اجتماعی یا توکن های انرژی استفاده کنیم. یعنی ارزش شما در جامعه بر اساس کمکی که به دیگران می کنید یا دانشی که به اشتراک می گذارید مشخص شود. سیستم مالی آینده بسیار غیرمتمرکزتر خواهد بود و شاید دیگر احتیاجی به بانک های سنتی برای مدیریت دارایی ها نباشد.

4. نانوتکنولوژی چگونه زندگی روزمره ما را تغییر می دهد؟

نانوتکنولوژی در همه جا حضور خواهد داشت؛ از لباس هایی که هرگز کثیف نمی شوند و خودبه خود ترمیم می شوند تا پنجره هایی که انرژی خورشیدی فراوری می کنند. در پزشکی، نانوبات ها در خون ما گردش می کنند و به محض تماشا اولین سلول سرطانی یا ویروس، آن را نابود می کنند، به طوری که ما هرگز بیمار نمی شویم. بعلاوه نانومواد فوق سبک و مستحکم اجازه می دهند آسمان خراش هایی به طول چندین کیلومتر یا حتی آسانسور فضایی بسازیم. نانو در واقع به ما اجازه می دهد ماده را در سطح اتمی مهندسی کنیم و این یعنی انتها محدودیت های فیزیکی که قرن ها با آن ها دست به گریبان بودیم.

5. آیا واقعیت مجازی می تواند جایگزین جهانی واقعی شود؟

با پیشرفت واقعیت مجازی کامل (Full-dive VR) که تمام حواس را درگیر می نماید، تفاوت بین مجاز و واقعیت از بین می رود. برای بسیاری از افراد که در شرایط سخت فیزیکی زندگی می کنند، جهانی مجازی می تواند فضایی برای تجربه زیبایی، سفر و معاشرت باشد. این احتمال وجود دارد که بخشی از جمعیت ترجیح دهند بیشتر وقت خود را در جهان های مجازی دست ساز سپری کنند که در آن ها قوانین فیزیک قابل تغییر است. اما جهانی فیزیکی همواره به عنوان بستر سخت افزاری و منبع حیات باقی خواهد ماند. چالش آینده، حفظ تعادل بین این دو جهان و جلوگیری از فرار کامل از مسئولیت های واقعی است.

6. سرنوشت زبان های مختلف در آینده چیست؟

تکنولوژی ترجمه همزمان (Universal Translator) که همین حالا در گوشی های هوشمند وجود دارد، در آینده به صورت لنزهای چشمی یا ایمپلنت های گوش در می آید. شما با هر کسی با هر زبانی صحبت کنید، حرف های او را به زبان مادری خود می شنوید. این موضوع باعث می شود مرزهای زبانی از بین بروند و ارتباطات جهانی به اوج برسد. اما خطر اینجاست که زبان های بومی و کوچک به علت عدم استفاده از بین بروند. فیوچریست ها پیش بینی می کنند که یک زبان هیبریدی جهانی شکل بگیرد، در حالی که زبان های باستانی بیشتر جنبه هنری و هویتی پیدا می کنند تا ابزار کاربردی برای ارتباط روزمره.

7. آیا در آینده جنگ ها متوقف می شوند؟

متاسفانه تکنولوژی به همان مقدار که برای صلح مفید است، برای جنگ هم ابزارهای خطرناکی می سازد. ما شاهد جنگ های سایبری، سربازان رباتیک و پهپادهای نانومتری خواهیم بود. با این حال، با فراوانی منابع و انرژی، ریشه های اصلی جنگ (رقابت بر سر زمین و منابع) ممکن است کمرنگ شوند. فیوچریست های خوش بین معتقدند که با اتصال مغزی و درک متقابل بیشتر، خشونت فیزیکی کاهش می یابد و رقابت ها به فضای مجازی و مالی منتقل می شوند. اما صلح واقعی در آینده نه با سلاح های پیشرفته، بلکه با توسعه ساختارهای حکمرانی جهانی و اخلاق بین المللی به دست می آید که از قدرت تکنولوژی علیه خودِ بشر استفاده نشود.

این مطالب را از دست ندهید:

منبع: یک پزشک
انتشار: 21 تیر 1405 بروزرسانی: 21 تیر 1405 گردآورنده: sabzevartoday.ir شناسه مطلب: 2828

به "انسان 2.0؛ فیوچریسم علمی درباره قرن آینده چه می گوید؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "انسان 2.0؛ فیوچریسم علمی درباره قرن آینده چه می گوید؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید